به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از فایننشال تایمز، در طول دو هفته گذشته، تهران ابتکار عمل را به دست گرفته و حملات پیشگیرانهای را انجام داده است که برای خسته کردن ایالات متحده و ترساندن متحدان عرب آن برای پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز طراحی شده است.
این کشور هفته گذشته با یک حمله غافلگیرکننده و پیشدستانه به یک تأسیسات نظامی آمریکایی در اردن ضربه زد و آرامش در نبرد را شکست. ایران و نیروهای نیابتی منطقهای آن، صحنه درگیری را گسترش دادهاند، کشتیرانی در دریای سرخ را مختل کردهاند، برای اولین بار به سوریه حمله کردهاند و مظنون به حمله پهپادی به مصر هستند.
الی گرانمایه، تحلیلگر شورای روابط خارجی اروپا، گفت: «آنچه در هفته گذشته شاهد بودهایم، ریسکپذیری بسیار بالاتری برای افزایش آمادگی پیشگیرانه به جای همیشه واکنش نشان دادن است.» او استدلال میکند که ایران بازگشت به جنگ تمامعیار با اسرائیل و ایالات متحده را به طور فزایندهای اجتنابناپذیر میداند.
قمار تهران این است که یا میتواند رئیس جمهوری آمریکا را از ازسرگیری عملیاتهای رزمی بزرگ بازدارد - با نشان دادن اینکه چگونه ایران میتواند درگیری را تشدید کند - یا در یک جنگ فرسایشی طولانیمدت از ایالات متحده پیشی بگیرد.
گرانمایه گفت: «این گوشهای از پیامدهای منطقهای است که به دنبال خواهد داشت.» او افزود که ایران از حملات خود «به عنوان نشانهای برای آمریکاییها استفاده میکند که گرچه ایالات متحده و اسرائیل این جنگ را آغاز کردند، اما قرار نیست طرف تعیینکننده در نحوه پایان آن باشند».
ترامپ در روزهای اخیر در حال بررسی ازسرگیری یک کارزار بمباران بزرگ بوده، در حالی که میانجیگران برای جلوگیری از بازگشت به یک جنگ تمامعیار تلاش میکردند. شنبه شب، ترامپ گفت که ایالات متحده، با وجود «آماده و مجهز بودن برای حمله»، حمله برنامهریزی شده خود را به درخواست متحدان خاورمیانهای لغو خواهد کرد. او گفت که توافق با ایران احتمالاً نزدیک است.
به نظر میرسید تهران و واشنگتن در ماه ژوئن، زمانی که تفاهمنامهای را برای توقف جنگ، مذاکره برای توافق صلح و بازگشایی تنگه استراتژیک هرمز که از سوی ایران در جریان نبردهای پس از حملات اسرائیل و ایالات متحده در ماه فوریه تصرف شده بود امضا کردند، از جنگ تمام عیار عقبنشینی میکنند.
اما این توافق پس از حمله ایران به چند کشتی که قصد عبور مخفیانه از این آبراه را داشتند، از هم پاشید و هر دو طرف در مورد تفسیر مفاد آتشبس اختلاف نظر داشتند. ترامپ دستور موجی از حملات تلافیجویانه را صادر کرد که منجر به چرخههایی از جنگ شد، ایران منطقه را با موشک و پهپاد بمباران کرد و ایالات متحده جنوب ایران را هدف قرار داد.
تحلیلگران گفتند که ایران، با حضور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در صدر، تصمیم گرفته است که به حالت تهاجمی برود تا تأکید کند که ادامه جنگ از نظر نظامی و اقتصادی برای ترامپ و بقیه خاورمیانه پرهزینه خواهد بود.
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر سابق ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، گفت: «در ایران این اجماع وجود دارد که در شرایط فعلی، مذاکره با آمریکاییها بیهوده است. آنها تسلیم نخواهند شد و در حال برجسته کردن هزینهای هستند که همه در صورت حمله به آنها خواهند پرداخت.»
اما رویکرد جسورانه ایران، منعکس کننده تغییرات عمیقتر در تهران پس از ترور آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر معظم انقلاب است. سیترینوویچ افزود: «این ایران جدید است. آنها معتقدند که اکنون زمان استفاده از قابلیتهایی است که دارند.» به گفته ناظران، ایران پس از به دست گرفتن ابتکار عمل، اکنون به دنبال تغییر شکل درگیری به نفع خود است.
ولی نصر، متخصص تفکر راهبردی ایران در دانشگاه جان هاپکینز، گفت: «آنها با در نظر گرفتن یک نتیجه نهایی، یعنی کنترل رفتار آمریکا و مجبور کردن ایالات متحده به محاسبه مجدد گزینههای خود، تشدید تنش میکنند. این یک جنگ منطقهای خواهد بود و ایالات متحده از این نعمت برخوردار نخواهد بود که میدانهای نبرد خود را انتخاب کند.»
فرماندهان نظامی ایران هم مسلماً فرصتی را برای نشان دادن دوباره کنترل بر تنگه میدیدند و هر گونه عدم قطعیت ناشی از امضای تفاهمنامه را برطرف میکردند. فرزان ثابت، تحلیلگر موسسه تحصیلات تکمیلی ژنو، گفت: «آنها تصمیم گرفتند تهاجمی باشند و اگر قرار است این کار را انجام دهند، بهترین زمان همین الان است.» تهران، تشدید اختلال در بازارهای جهانی انرژی و انتخابات میاندورهای پیش رو در آمریکا را نقاط فشاری میبیند که بر محاسبات کاخ سفید در زمان جنگ تأثیر میگذارند.
این رویکرد در واشنگتن مورد توجه قرار نگرفته است. کارن گیبسون، که پیش از این بر اطلاعات نیروهای آمریکایی در خاورمیانه نظارت داشت، گفت: «راهبرد آنها این است که این کارزار را از نظر اقتصادی و سیاسی برای ایالات متحده آنقدر غیرقابل دفاع کنند که ما عقبنشینی کنیم.» او افزود که این تاکتیک میتواند در درازمدت مؤثر باشد.
یکی از نشانههای این مرحله دوم جنگ، تمایل ایران به گسترش بیشتر میدان نبرد در سراسر خاورمیانه، از جمله با گروههای شبهنظامی متحد در عراق و حوثیها در یمن بوده است. هر دو گروه به عربستان، صادرکننده بزرگ انرژی، حمله کردهاند و حوثیها هم به دنبال مهار کشتیرانی عربستان در دریای سرخ و تهدید گذرگاه باریک در تنگه باب المندب هستند. این امر باعث افزایش قیمت انرژی شده، زیرا ایران محاصره گلوگاههای دریایی خود را فراتر از تنگه هرمز گسترش میدهد.
روز پنجشنبه، در نشانه دیگری مبنی بر اینکه ایران میتواند درگیری را بیشتر کند، یک پهپاد ناشناس به یک کشتی آمریکایی در شمال مصر برخورد کرد. این کشتی در اسکله دمیاط، نزدیک کانال سوئز، قرار داشت. مایکل کانل، تحلیلگر ایران در مرکز تحلیلهای دریایی، گفت: «این موضوع مربوط به خفه کردن کشتیرانی است. سه خط کشتیرانی دریایی حیاتی در منطقه وجود دارد: باب المندب، تنگه هرمز و کانال سوئز. آنها اکنون حملات خود را به هر سه گلوگاه حیاتی گسترش دادهاند.»
تحلیلگران میگویند ایران به طور فزایندهای معتقد است که میتواند از تشدید تنش برای دستیابی به اهداف گستردهتر جنگی استفاده کند. نصر گفت: «ایران انتظار یک جنگ بسیار طولانی را دارد» و افزود که ایران دیگر توافق مذاکرهای را امکانپذیر نمیداند: «آنها یک راهبرد بسیار روششناختی را دنبال میکنند که ایالات متحده را تا حد امکان از ایران دور کند: از خلیج فارس، سوریه، عراق و آنها را در اسرائیل و اردن محبوس کنند.»
ایران در هفتههای اخیر حملات خود علیه کویت و بحرین را تشدید کرده است. این امر واشنگتن را مجبور کرده است تا سربازان و پرسنل نیروی هوایی خود را که زمانی به مجموعهای از پایگاههای آسیبپذیر در سراسر خلیج فارس متکی بودند، به اردن، اسرائیل و فراتر از آن منتقل کند.
در اردن، شریک سرسخت آمریکا که در هفتههای اخیر زیر آتش سنگین قرار گرفته است، خشم و ناامیدی وجود داشته است، جایی که صدها فعال و چهره عمومی نامهای سرگشاده امضا کرده و خواستار خروج آمریکا شدهاند.
ایران ممکن است در محاسبه اینکه چقدر میتواند واشنگتن و ترامپ را بدون دعوت به انتقام گسترده تحت فشار قرار دهد، اشتباه کند. اما عواملی فراتر از میدان نبرد وجود دارد که میتواند در ادامه مسیر جنگ و رویارویی هر دو طرف را به تغییر سیاستها مجبور کند.